مستطابی
مترادفها
طویل، کشیده
متضادها
تنگ
لغت نامه دهخدا
مستطابی. [ م ُ ت َ ]( ص نسبی ) منسوب به مستطاب. || در تداول، با بزرگی و وقار. موقرانه: ملا عبداللطیف با آن ریش مستطابی... ( سر و ته یک کرباس جمال زاده ).
جمله سازی با مستطابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیا، ای جان خوش سودا، ببین نور تجلی را خطاب مستطابی را بگو: «لبیک ما اوحا»