مستخلف

لغت نامه دهخدا

مستخلف. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) قراردهنده کسی را به جانشینی خود. ( اقرب الموارد ). || آبکش. ( منتهی الارب ). آنکه برای اهل خود آب می آورد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استخلاف شود.
مستخلف. [ م ُ ت َ ل َ ] ( ع ص، اِ ) به جانشینی قرار داده شده. ( اقرب الموارد ). رجوع به استخلاف شود.

فرهنگ فارسی

قرار دهنده کسی را به جانشینی خود

جمله سازی با مستخلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرتی دارد که چون می رفت از دنیا رسول گفت بهر حفظ دین مستخلف من عترت است

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز