مزه کش
لغت نامه دهخدا
مزه کش. [ م َ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) مزه کشنده. متلذذ. ( آنندراج ). چشنده:
همچو طفل گرسنه پیر خرد
مزه کش از سر بنان من است.حسین ثنائی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
چشنده
جمله سازی با مزه کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چند باشی ز معاصی مزه کش توبه هم بی مزه ای نیست بچش