مریع

لغت نامه دهخدا

مریع. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) چراگاه فراخ آب و علف. ( منتهی الارب ). خصیب. ( اقرب الموارد ).ج، اَمرُع، اَمراع. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
مریع. [ م ُ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اراعة. رجوع به اراعة شود. || مطر مریع؛ بارانی که حاصلخیزی ببار آورد. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بارانی که حاصلخیزی ببار آورد

جمله سازی با مریع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این حمام در زمینی به مساحت ۱۱۷۰ متر مربع و با زیر بنای ۹۰۰ متر مریع بنا گردیده که شامل بخشهای مختلفی از جمله گاوروتون، شاه نشین، خزینه می‌باشد.

💡 مربع و مرتع افاضل عصر عرصهٔ حضرت مریع تو باد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز