لغت نامه دهخدا
مرگ ماری. [ م َ گ ِ ] ( اِخ ) یکی از طوایف ایل قشقائی ایران، مرکب از 150 خانوار که در مانیان و سارک آباد مسکن دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 83 ).
مرگ ماری. [ م َ گ ِ ] ( اِخ ) یکی از طوایف ایل قشقائی ایران، مرکب از 150 خانوار که در مانیان و سارک آباد مسکن دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 83 ).
از طوایف ایل قشقاقی ایران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از مرگ ماری ترزا در ۲۹ نوامبر سال ۱۷۸۰، یوزف بالاخره توانست که سیاستهای خود را پیش بگیرد. او بلافاصله حکومت خود را در جهت تازهای هدایت، و تلاش کرد که استبداد روشنگرانه خود را در نظام مشخصی به کار بگیرد تا برای همه سودمند باشد.
💡 استفاده از عبارت به خواب رفتن در کلیساهای ارتدکس به معنای مرگ است. واژه مرگ ماری تئوتوکوس لقب اصلی و مهمترین عنوان ستایشی برای مریم، مادر عیسی است که به ویژه در مسیحیت شرقی به گستردگی از آن استفاده میشود. اما تئوتوکوس به معنای واقعی کلمه به عنوان حامل خدا ترجمه شده و قیام جسمانی مریم قبل از عروج به بهشت معنی میشود.