مرقش

لغت نامه دهخدا

مرقش. [ م َ ق َ ] ( اِ ) مرقشیشا. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به مرقشیشا شود.
مرقش. [ م ُ رَق ْ ق ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ترقیش. رجوع به ترقیش شود.
مرقش. [ م ُ رَق ْ ق ِ ] ( اِخ ) لقب دو تن از شاعران جاهلیت عرب، یکی مرقش الاصغر، ربیعةبن حرملة، و دیگری مرقش الاکبر، عوف بن سعد.
مرقش. [ م ُ رَق ْ ق َ ]( ع ص ) نعت مفعولی از ترقیش. رجوع به ترقیش شود. || خال خال. خالدار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

لقب دو تن از شاعران جاهلیت

جمله سازی با مرقش

💡 ما زر نه‌ایم لیک خود از معدن زریم پهلوی زر ناب چو مرقش نشسته‌ایم

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز