مرغ شکاری

مترادف‌ها

پرنده شکاری

لغت نامه دهخدا

مرغ شکاری. [ م ُ غ ِ ش ِ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) جارحة. مرغ رباینده. پرنده ای که با شکار سایر پرندگان یا جانوران دیگر زندگانی می کند و منقار و نوکش دارای شکل مناسب و مخصوص جهت گرفتن طعمه زنده می باشد. و رجوع به مرغان شکاری ( ذیل مرغان ) شود.

جمله سازی با مرغ شکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می تراود از سراپای دل آزاران کجی باشد از مرغ شکاری ناخن و منقار کج

💡 دل شکسته دلیلست بر درستی صدق کمال مرغ شکاری ‌کجی منقارست

💡 از آن اشاره ابرو و خندۀ لب شیرین بسان مرغ شکاری میان بیم و امیدم

💡 عقاب، یکی از قدرتمندترین انواع مرغ شکاری است که با دید بسیار تیز خود می‌تواند طعمه را از فواصل بسیار دور شناسایی کند.

💡 در طول پرواز بر فراز کوهستان، یک مرغ شکاری با سرعت بسیار زیاد به سمت هدف خود شیرجه زد تا شکار خود را بگیرد.

💡 تماشای حرکت دقیق و هوشمندانه یک مرغ شکاری در طبیعت، تجربه‌ای بی‌نظیر برای عکاسان حیات وحش و علاقه‌مندان به دنیای پرندگان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران