لغت نامه دهخدا
مرده کش. [ م ُ دَ / دِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه مرده را بر دوش برداشته ببرد. ( آنندراج ). کسی که شغلش بردن مردگان به گورستان است. || ( اِ مرکب ) نعش کش. اتومبیلی که با آن جنازه را حمل کنند و برای کفن و دفن برند.
مرده کش. [ م ُ دَ / دِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه مرده را بر دوش برداشته ببرد. ( آنندراج ). کسی که شغلش بردن مردگان به گورستان است. || ( اِ مرکب ) نعش کش. اتومبیلی که با آن جنازه را حمل کنند و برای کفن و دفن برند.
( صفت ) کسی که شغلش بردن مردگان بگورستان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل تو مرده دنیا و چنین تا لب گور سوبسو مرده کش توتن چون تابوتست
💡 دل بیخود درون سینه دارد فکر زلفینت بسان مرده کش مونس قبرند عقربها
💡 یار بیمهر جسم بیجان است مرده کش در جهان فراوان است