مرده بازی

لغت نامه دهخدا

مرده بازی. [ م ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تقلید از حالت مرده.
- مرده بازی درآوردن؛ خود را به مردگی زدن. خود را به مردن زدن. مردگی نمودن به دروغ. تماوت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نعش افتادن. بی حس و حرکت افتادن چون مردگان.

فرهنگ فارسی

تقلید از حالت مرده

جمله سازی با مرده بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاناتان در روز هالووین، آرت و «دختر کوچولوی رنگ‌پریده» را در مدرسه می‌بیند که با یک صاریغ مرده بازی می‌کنند. در همین حال سیِنا دچار وحشت‌زدگی می‌شود زیرا دوستانِ او آلی و بروک، دربارهٔ نابودی ویکتوریا هیس و مثله‌کردن مونیکا براون، مجریِ بحث‌برانگیز تاک شو، بحث می‌کنند. سیِنا و آلی برای خرید یک جفت بال جایگزین به مغازه هالووین می‌روند و در آنجا با آرت روبرو می‌شوند. آرت فروشنده مغازه را می‌کشد و بعداً به خانه آلی نفوذ می‌کند، جایی که او را به شکل تئاتری تا حد مرگ مثله می‌کند—چشم و پوست سرش را بریده، بازوهایش را می‌شکند، و سفیدکننده و نمک روی زخم‌هایش می‌پاشد.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز