لغت نامه دهخدا
مرادمند. [ م ُ م َ ] ( ص مرکب ) آرزومند. مشتاق. راغب. بارغبت. دارای آروزی محال. || محتاج. تنگدست. نیازمند. ( ناظم الاطباء ).
مرادمند. [ م ُ م َ ] ( ص مرکب ) آرزومند. مشتاق. راغب. بارغبت. دارای آروزی محال. || محتاج. تنگدست. نیازمند. ( ناظم الاطباء ).
آرزو مند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نقل و انتقالات زمستانی، استقلال ابتدا با صالح حردانی به توافق رسید و سپس با عزیزبک امانوف قرارداد امضاء کرد. با خروج سیاوش یزدانی و محمدحسین مرادمند به دلایل سربازی، رافائل سیلوا به صورت آزاد نیز به جمع آبی پوشان اضافه شد.
💡 در تاریخ ۲۶ تیر استقلال در سومین بازی دوستانه خود در کمپ ناصر حجازی در برابر تیم هوادار با نتیجه ۴ بر ۲ شکست خورد. در این بازی مرادمند و مطهری برای استقلال گلزنی کردند. در تمرین روز ۳۰ تیر سعید مهری در تمرینات استقلال حاضر شد تا بدین ترتیب مشخص شود که از فسخ قراردادش با استقلال منصرف شدهاست.