مرادات

لغت نامه دهخدا

مرادات. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ مُراد. کامها. آرزوها. اغراض. مقاصد: از شهاب الدین مسعود شنیدم...که هنوز ازهار مرادات در چمن سلطنت از اکمام تخمی تمام بیرون نیامده. ( لباب الالباب، از فرهنگ فارسی معین ).
از این در برآید مرادات کس
در فیض یزدان همین است و بس.ملا طغرا ( از آنندراج ).
مراداة. [م ُ ] ( ع مص ) ( از «ر د ی » ) طلب کردن کسی را و مدارا نمودن با وی. ( از منتهی الارب ). مراودة و مداراة. || سنگ اندازی نمودن با قوم. ( از منتهی الارب ): رادی عن القوم؛ رامی عنهم بالحجارة. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) جمع مراده.۲- ( اسم ) جمع مراد آرزوها مقصودها: و از شهاب الدین مسعود شنیدم... که هنوز اوهار مرادات در چمن سلطنت از اکمام تخمی تمام بیرون نیامده...

جمله سازی با مرادات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خود به درآیید و ملاقات ببینید تسلیم بباشید و مرادات برآرید

💡 کرد به یک بال زدن چون نگاه صید مرادات در آن صیدگاه

💡 نقلست که گفت: عارف را هفتاد و دو مقام است یکی از آن نایافت مراد است از مرادات این جهان و گفت: عارف را حالی از حالی باز ندارد و منزلتی از منزلتی بازندارد.

💡 به اقبال درد و غمش رست جامی ز میل مرادات و نیل مطالب

💡 جرمم همه ببخش و مرادات بنده ات از فضل خود بدآور و حاجات کن روا

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز