مختاریت

لغت نامه دهخدا

مختاریت. [ م ُری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) خودسری و اختیار تام و تسلط. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مختار و مختاری شود.
مختاریة. [ م ُ ری ی َ ] ( اِخ ) پیروان مختاربن ابی عبیده ثقفی می باشند. رجوع به کیسانیه شود.

فرهنگ فارسی

خودسری و اختیار تام

جمله سازی با مختاریت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حامیان این اندیشه بر مفیدبودن جبرگرایی ساختاری برای مطالعه مسایل پیچیده مرتبط با نژاد و جنسیت تأکید می‌کنند، چنان‌که این اندیشه غالباً شرایط ساختاری مستحکم اغلب تغییر معنادار را سد می‌کنند. منتقدان آن را بیش از حد صلب، تقلیل گرا و انعطاف‌ناپذیر می‌خوانند. علاوه بر این آنها از این اندیشه بابت تأکید بیش از حد بر نیروهای جبرگرایانه نظیر ساختار به جای مختاریت انسان و قابلیت کنش افراد انتقاد می‌کنند. این منتقدان استدلال می‌کنند که سیاستمداران، دانشگاهیان و کنشگران اجتماعی از قابلیت ایجاد تغییر شایان توجه با وجود شرایط ساختاری شدید برخوردارند.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز