محزمه
مترادفها
کمربند، جست، بند
لغت نامه دهخدا
( محزمة ) محزمة. [ م ِ زَ م َ ]( ع اِ ) مِحْزَم. آنچه به وی بندند. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با محزمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سد محزمه (به عربی: سد وادی المحزمة) یک سد در عربستان سعودی است که در استان عسیر واقع شدهاست.
💡 جنگجویان در دوران باستان از محزمههای چرمی بسیار محکم و مقاوم استفاده میکردند تا بتوانند سلاحهای خود را به راحتی و با سرعت به کمر خود متصل نمایند.
💡 در لباسهای سنتی و محلی برخی مناطق، استفاده از یک محزمه با نقش و نگارهای بسیار زیبا و رنگارنگ، بخشی جداییناپذیر از پوشش کامل است.
💡 آن مرد قدیمی، محزمهای از جنس چرم مرغوب به کمر بسته بود که نشاندهنده جایگاه و اعتبار او در میان اعضای آن قبیله بزرگ بود.