محرز شدن
مترادفها
ثابت شدن، مشخص شدن، اثبات شدن، قطعی شدن
متضادها
تکذیب شدن، ابهام داشتن
لغت نامه دهخدا
محرز شدن. [ م ُ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مسلم شدن. متیقن و قطعی شدن:این مسأله محرز شد که...، یعنی مسلم و متیقن شد.
فرهنگ فارسی
مسلم شدن
جمله سازی با محرز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به گفته یاشار سلطانی، سردبیر این سایت، «پایگاه خبری معماری نیوز وبسایت رسمی، دارای پروانه رسمی وزارت ارشاد برای مطبوعات است که بدون تفهیم اتهام یا محرز شدن هر جرمی توسط کمیته فیلترینگ فیلتر شدهاست.»
💡 به گفته سلطانی «پایگاه خبری معماری نیوز وبسایت رسمی، دارای پروانه رسمی وزارت ارشاد برای مطبوعات است که بدون تفهیم اتهام یا محرز شدن هر جرمی توسط کمیته فیلترینگ فیلتر شدهاست.»
💡 با پیگیریهای دولت ایران و محرز شدن نقش امیر فرشاد ابراهیمی در فرار عسگری، سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه، در فروردین ۱۳۸۷، ابراهیمی را که برای دیدار با خانوادهاش وارد ترکیه شده بود بازداشت کرد تا به دولت ایران تحویل دهد اما با واکنش سریع وزارت امورخارجه دولت آمریکا و هشدار به ترکیه و اعزام فوری یک دیپلمات از واشینگتن به آنکارا، نهایتاً وی آزاد شد و به آمریکا بازگشت.
💡 محرز شدنِ تقلب در روند برگزاری انتخابات، باعث شد تا دادگاه تصمیم به ابطال نتایج و برگزاری دوباره انتخابات در مناطق مورد نظر بگیرد.
💡 بر اساس گزارشهای رسمی منتشر شده، محرز شدنِ دخالت عوامل خارجی در بحران اخیر، باعث افزایش تنشهای دیپلماتیک میان دو کشور شده است.
💡 تلاشهای مداوم تیم تحقیق و توسعه منجر به محرز شدنِ علت اصلی خرابی قطعات در دمای بالا و یافتن راه حل برای آن شد.