«محاصره شدن» به معنای گرفتار شدن در محاصره یا احاطه دشمن یا موانع است که راه خروج یا دسترسی به منابع را مسدود میکند. این واژه از ریشه «حصر» به معنی محدود کردن یا محصور ساختن گرفته شده و بار معنایی آن شامل محدودیت، تنگنا و انسداد نیز هست. وقتی یک شهر، قلعه یا ارتش محاصره میشود، به این معناست که دشمن یا نیروهای مخالف آن را از همه سو احاطه کرده و امکان ورود یا خروج را مسدود ساختهاند. محاصره شدن میتواند به صورت نظامی، اقتصادی یا اجتماعی باشد؛ به عنوان مثال، یک کشور در محاصره اقتصادی قرار گیرد و دسترسی به منابع حیاتی محدود شود. این واژه گاهی به صورت استعاری نیز به کار میرود، مثلا وقتی کسی در شرایط دشوار و محدود قرار گیرد و نتواند راهی برای برونرفت بیابد، گفته میشود «محاصره شده است». فعل «محاصره شدن» معمولاً به صورت مفعولی به کار میرود، یعنی موضوعی که تحت محاصره قرار گرفته است، مثال: «قلعه توسط دشمن محاصره شد».
محاصره شدن
لغت نامه دهخدا
محاصره شدن. [ م ُص َ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شهربند شدن. محصور شدن. حصاری شدن. در میان گرفتگی و بند شدگی راه واقع شدن.
فرهنگ فارسی
شهر بند شدن
جمله سازی با محاصره شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساریه مأمور فتح دارابگرد (داراب امروزی) بود و با لشکر خود به سوی آنجا حرکت کرد. اهالی دارابگرد با کردان (عشایر فارس) لشکر بزرگی را ساختند. اعراب در دشتی به نام دُم دشت که دامنه کوه بنارجان قرار داشت با این سپاه روبرو شدند. آنان برای جلوگیری از محاصره شدن در دشت به کوه پشت سرشان پناه بردند و سرانجام پیروز شدند. پس از آن فسا نیز با همان شروط مصالحه کرد. فتح این دو شهر بهطور کلی دو ماه طول کشید.
💡 با محاصره شدن کاخ توسط انقلابیون، تنها آناستازیا و ماریا میتوانند با کمک پسر ۱۰ ساله ای که راه مخفی فرار را به آنها نشان میدهد، فرار کنند. آنها به سمت یک قطار در حال حرکت میروند اما تنها ماریا سوار قطار میشود و آناستازیا زمینمیخورد و از قطار جا میماند و به دلیل ضربه وارده به سرش، فراموشی میگیرد.