مجنون صفت

لغت نامه دهخدا

مجنون صفت. [ م َ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همچون مجنون. مانند مجنون:
مجنون صفت اوفتاد سرمست
در سلسله مانده پای تا دست.نظامی.بلبل ز درخت سر کشیده
مجنون صفت آه برکشیده.نظامی.و رجوع به مجنون شود.

فرهنگ فارسی

مانند مجنون

جمله سازی با مجنون صفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هجوم عشق تو مجنون صفت خلاصی داد ز عقل مصلحت آموز دانش اندوزم

💡 نیرّ چو وصل عارض لیلی نداد روی مجنون صفت تسلی خود از غزاله کن

💡 گلگون اشک، تشنه میدان وسعت است مجنون صفت خوش است به صحرا گریستن

💡 ای دوست بسی نالم در هجر تو هیهات مجنون صفت آشفته و حیران بماندیم

💡 از ترس خلق در دهن شیر رفته ایم مجنون صفت به دامن وادی نشسته ایم

💡 جانان نبود آگاه زناموس بگزریم حالم چنان رسید که مجنون صفت شدیم

ایذه یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز