از سر رای رفتن

فرهنگ معین

( ~. سَ رِ رَ. رَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. )بی تدبیری کردن، تفکر را رها کردن.

ویکی واژه

بی تدبیری کردن، تفکر را رها کردن.

جمله سازی با از سر رای رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در پایان به شاه اسماعیل می‌گوید: «و اگر پای در سایه سلطنت گذاری از سر بیاندیش»

💡 خسروان را دشمنی چون کشور بیگانه نیست از سر غفلت مباد از حد خود بیرون شوی

💡 گویند که من بر کف در راه تو سر دارم از سر بسرت گر خود عمریست خبر دارم

💡 رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد

💡 دل را نوید کاتش خوی تو پاک سوخت خار و خسی کش از سر آن کوی رفته خواست

بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز