از سر رای رفتن
متضادها
پافشاری کردن، ثابت قدم بودن
فرهنگ معین
( ~. سَ رِ رَ. رَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. )بی تدبیری کردن، تفکر را رها کردن.
ویکی واژه
بی تدبیری کردن، تفکر را رها کردن.
جمله سازی با از سر رای رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و در پایان به شاه اسماعیل میگوید: «و اگر پای در سایه سلطنت گذاری از سر بیاندیش»
💡 خسروان را دشمنی چون کشور بیگانه نیست از سر غفلت مباد از حد خود بیرون شوی
💡 گویند که من بر کف در راه تو سر دارم از سر بسرت گر خود عمریست خبر دارم
💡 رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد
💡 دل را نوید کاتش خوی تو پاک سوخت خار و خسی کش از سر آن کوی رفته خواست
💡 مدیر شرکت پس از شنیدن نظرات کارمندان، تصمیم گرفت که از سر رای رفتن و تغییر استراتژیهای قدیمی خود به سمت روشهای نوین حرکت کند.
💡 در جلسات شورای شهر، نمایندگان گاهی به دلیل فشار افکار عمومی ناچار میشوند از سر رای رفتن و تصمیمات قبلی خود به طور کامل صرفنظر کنند.
💡 او هرگز اجازه نمیدهد که تحت تاثیر شایعات و حرفهای بیپایه، از سر رای رفتن و تغییر مسیر زندگی و اهداف اصلی خود قرار بگیرد.