لغت نامه دهخدا
گهواره جنبان. [ گ َهَْ رَ / رِ جُم ْ ] ( نف مرکب ) آنکه گهواره جنباند تا کودک خوشتر خسبد:
ای در این گهواره وحشت چو طفلان پای بست
غم ترا گهواره جنبان و حوادث دایگان.خاقانی.
گهواره جنبان. [ گ َهَْ رَ / رِ جُم ْ ] ( نف مرکب ) آنکه گهواره جنباند تا کودک خوشتر خسبد:
ای در این گهواره وحشت چو طفلان پای بست
غم ترا گهواره جنبان و حوادث دایگان.خاقانی.
( صفت ) گاهواره جنبان: ای در این گهوار. وحشت چو طفلان پای بست غم ترا گهواره جنبان و حوادث دایگان. ( خاقانی )
آنکه گهواره جنباند تا کودک خوشتر خسبد: ای در این گهواره وحشت چو طفلان پای بست غم ترا گهواره و حوادث دایگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل باشد باعث هر غم، که چون لرزد زمین طفل پندارد مگر گهواره جنبان مادر است
💡 ای درین گهوارهٔ وحشت چو طفلان پایبست غم تو را گهواره جنبان و حوادث دایگان