لغت نامه دهخدا
گهرپرور. [ گ ُ هََ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرپرور. پرورنده گهر. زینت کننده گوهر. ببارآورنده گوهر. پرورنده مروارید و صدفی که در آن مروارید پرورش یابد. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
گهرپرور. [ گ ُ هََ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرپرور. پرورنده گهر. زینت کننده گوهر. ببارآورنده گوهر. پرورنده مروارید و صدفی که در آن مروارید پرورش یابد. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) آنکه مروارید را پرورش دهد.
پرورنده گهر زینت کننده گوهر. ببار آورنده گوهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجو چو وصف لعل گهر پرور تو کرد بشکست قدر شعر چو لولوی جوهری
💡 تا هست از دورنگی ایام شام و صبح کتان گداز ماه و، گهر پرور آفتاب