گندناگون

لغت نامه دهخدا

گندناگون. [ گ َ دَ] ( ص مرکب ) به معنی سبزرنگ باشد، چه گون به معنی رنگ و لون هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از سبزرنگ مایل به اندک سیاهی. ( غیاث اللغات ):
به چرخ گندناگون بر دو نان بینی ز یک خوشه
که یک دیگ تو را گشنیز ناید زآن دو تا نانش.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 212 ).

فرهنگ فارسی

برنگ گندنا سبز رنگ به چرخ گندناگون بردو نان بینی ز یک خوشه که یک دیگ ترا گشنیز ناید زان دوتانانش. ( خاقانی )

جمله سازی با گندناگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غنچه پیدا میکند زان آب داده بیلکی بید بیرون میکشد زین گندناگون خنجری

💡 کیسه‌های زر به برگ گندنا سر بسته‌اند بر سپهر گندناگون دست از آن افشانده‌اند

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز