گنبد گردنده

لغت نامه دهخدا

گنبد گردنده. [ گُم ْ ب َ دِ گ َ دَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
اندرین گنبد گردنده پس یکدگر است.ناصرخسرو.ای گنبد گردنده بی روزن خضرا
با قامت فرتوتی و با قوت برنا.ناصرخسرو.گنبدگردنده خانه ای است سپنجی
مهر چه بندی بر این سپنجی خانه.ناصرخسرو.ازین گردنده گنبدهای پرنور
بجز گردش چه شاید دیدن از دور.نظامی.گنبدگردنده ز روی قیاس
هست به نیکی و بدی حق شناس.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمانست

جمله سازی با گنبد گردنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آگاه نشد هیچکس از بازی گردون آگاهی از این گنبد گردنده محال است

💡 در آن شهر از بزرگی گنبدی بود که سر در گنبد گردنده می‌سود

💡 چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید اندر این گنبد گردنده پس یکدگر است؟

💡 ایزد دارنده را و گنبد گردنده را هستی از تقدیر و از تاثیر مقصود و مراد

💡 دل برین گنبد گردنده منه کین دولاب آسیائیست که برخون عزیزان گردد

💡 بیامد غره شوال و زد کوس جهانبانی ببام گنبد گردنده چون شاپور ساسانی

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز