گنبد اخضر

لغت نامه دهخدا

گنبد اخضر. [ گُم ْ ب َ دِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
فرو سو نخواهیم شد ما همی
که ما بر سر گنبد اخضریم.ناصرخسرو.در جهان دین میان خلق تا محشر همی
کار این اجرام و فعل گنبد اخضر کنی.ناصرخسرو.همیشه تا که بود دور گنبد اخضر
به روز ابیض آبستن و شب اسود.سوزنی.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان است

جمله سازی با گنبد اخضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جهان دین میان خلق تا محشر همی کار این اجرام و فعل گنبد اخضر کنی

💡 کس را فراز خویش نبینی چو از عُلُوّ منبر فراز گنبد اخضر نهاده ای

💡 در کف حادثهٔ گنبد اخضر اعداش همه سرگشته تر از گنبد اخضر گشته

💡 اینک اینک چتر سلطان شریعت در رسید ماه منجوقش بر اوج گنبد اخضر رسید

💡 قطره ای را ز کفش قلزم و جیحون خوانند گوشه ای را ز دلش گنبد اخضر گیرند

💡 چون علاء دولت و دین دروغا خنجر کشد رایت اعزاز حق بر گنبد اخضر کشد

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز