گلدوز

لغت نامه دهخدا

گلدوز. [ گ ُ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که در آن نقش گلها دوخته باشند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
در برد نظربازی ما نقش نیاید
دست دگران بهله گلدوز ز ما برد.میرزا معز فطرت ( از آنندراج ).مرید مرشد ما جبه گلدوز میخواهد
خر عیسی است این رنگین بیالایید پالانش.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۲ - آنچه که بر آن نقش گلها دوخته باشند.

جمله سازی با گلدوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرید مرشد ما جبه گلدوز می خواهد خر عیسی است این، رنگین بیارایید پالانش

💡 منقش متکایش یوز می‌شد پلنگش بستر گلدوز می‌شد

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز