گل روی
مترادفها
زیبا، خوشچهره
لغت نامه دهخدا
گل روی. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) گلگون و آنکه چهره آن مانند شکوفه باشد. ( ناظم الاطباء ). گلرو. زیبارو. زیبا. گلچهره:
گر شاهد است سبزه بر اطراف گلستان
بر عارضین شاهد گلروی خوشتر است.سعدی ( بدایع ).یارمن شکرلب و گلروی و من در درد دل
گر کند درمان این دل زآن گل و شکر سزد.سوزنی.هنگام گل رسید ز گلروی لعبتی
بر بوسه رام گشته محابامکن کنار.سوزنی.
فرهنگ فارسی
( گلرو ی ) گلچهره سرخ روی گلرخ: برگ گل لعل بود شاهد بزم بهار آب گلستان ببرد شاهد گلروی من. ( بدایع سعدی )
جمله سازی با گل روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید که بوی خونم از هر لالهٔ این بوستان آید
💡 چشم همه را بر گل روی تو نگاه است انصاف بده دیده مارا چه گناه است
💡 تا گل روی تو دارم بنظر همچو صغیر بلبل آسا همه دم شور و فغان خواهم کرد
💡 طپد از هجر گل روی تو در سینه دلم بلبل آری چه کند غیر طپیدن، به قفس
💡 بر گل روی تو چون بلبل مستم واله به رخ لاله و نسرین چه تمنا دارم