لغت نامه دهخدا
گلجبین. [ گ ُ ج َ ] ( ص مرکب ) آنکه صورت او چون گل باشد. آنکه جبینی چون گل دارد:
با خسان آن گلجبین گر سیر گلشن میکند
زود گلهای پشیمانی به دامن میکند.ظهوری ( از آنندراج ).|| از اسمای محبوب است. ( آنندراج ).
گلجبین. [ گ ُ ج َ ] ( ص مرکب ) آنکه صورت او چون گل باشد. آنکه جبینی چون گل دارد:
با خسان آن گلجبین گر سیر گلشن میکند
زود گلهای پشیمانی به دامن میکند.ظهوری ( از آنندراج ).|| از اسمای محبوب است. ( آنندراج ).
۱ - آنکه پیشانیی چون گل لطیف دارد ( معشوق ). ۲ - آنکه چهره ای چون گل لطیف دارد ( معشوق ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد عجب که آینه چون گل جبین به هم نکشد
💡 نبود بحسن چون رخ تو گرچه آفتاب از لاله روی سازدواز گل جبین کند
💡 بگفتا مترسید و گوئید راست که آن مهوش گل جبین در کجاست
💡 آنان که تکیه گاه خود از خار کرده اند چون گل جبین گشاده ز گلزار می روند