لغت نامه دهخدا
گلبشکر. [ گ ُ ب ِ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) گلقند. ( ناظم الاطباء ). گلشکر. رجوع به همین مدخل شود.
گلبشکر. [ گ ُ ب ِ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) گلقند. ( ناظم الاطباء ). گلشکر. رجوع به همین مدخل شود.
( اسم ) گلشکر گلقند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از درج درت، طعنه زند لعل بیاقوت؛ وز برگ گلت، خنده زند گل بشکر بر
💡 صبحدم چون گل بشکر خنده بگشاید دهن از خروش و ناله ی مرغ سحر خوان چاره نیست
💡 بلبل بسخن مضاحک آغاز کند تا گل بشکر خنده دهن باز کند
💡 گر ز روی و لب تو هیچ نصیبم بودی بهر بیماری دل گل بشکر داشتمی
💡 چون وقت سحر گل بشکر خنده در آید از بلبل شوریده فغان در چمن افتد
💡 خاموش که چون گل بشکر خنده درآید با بلبل بیدل نتوان گفت که خاموش