گشت زمان

لغت نامه دهخدا

گشت زمان. [ گ َ ت ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) گشت زمانه صرف دهر. گردش روزگار:
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه این رنج و تیمار بگزایدش.فردوسی.برون کند چو درآمد به خشم گشت زمان
ز قصر قیصر و از خوان خویشتن خان را.ناصرخسرو ( دیوان چ تهران ص 9 ).کسی که عیش براو تلخ کرد گشت زمان
شود ز دیدن تو عیش تلخ او شیرین.سوزنی.

فرهنگ فارسی

گردش روزگار

جمله سازی با گشت زمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخست از سخن نام یزدان نگاشت که گشت زمان بر دو گونه بداشت

💡 همانست گیتی و یزدان همان دگرگونه ماییم و گشت زمان

💡 به تیری زدم سخت گشت زمان کزآن تیر شد تیر پشتم کمان

💡 قد تو گرچند چو تیر است راست زود کند گشت زمان چون حناش

💡 با گشت زمان نیست مرا تنگ دلی کایزد به کسی داد جهان سخت ملی

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز