لغت نامه دهخدا
کژگردن. [ ک َ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه گردن کژ دارد. اَحدَل. حدلاء. اَصیَد. ( یادداشت مؤلف ).
کژگردن. [ ک َ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه گردن کژ دارد. اَحدَل. حدلاء. اَصیَد. ( یادداشت مؤلف ).
آنکه گردن کژ دارد.
💡 کرده کژ گردن و در لعل لبش می نگرد مست مخمور کند میل به ساغر نرگس