کژ نقش

لغت نامه دهخدا

کژنقش. [ ک َ ن َ ] ( ص مرکب )با نقش کژ. وارونه نقش. با نقش باژگونه:
راست بیرون دهم همه کژ خویش
گرچه کژنقش چون نگین باشم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 790 ).

فرهنگ فارسی

با نقش کژ. وارونه نقش

جمله سازی با کژ نقش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راست بیرون دهم همه کژ خویش گرچه کژ نقش چون نگین باشم

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز