کشت و خون

لغت نامه دهخدا

کشت و خون. [ ک ُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خونریزی. قتال. مقاتله. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خونریزی. قتال

جمله سازی با کشت و خون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که گر پالهنگ از کفت در گسیخت تن خویشتن کشت و خون تو ریخت

💡 با هر نگاه و نازم صد بار کشت و خون ریخت شیرین کجا به فرهاد این جور و این جفا کرد؟

💡 همه گفتند کاین رسمی نو افتاد که شیرین کشت و خون بر خسرو افتاد

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز