لغت نامه دهخدا
کشانیده. [ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) کشیده. ( یادداشت مؤلف ). || امتداد داده. || منجر کرده.
کشانیده. [ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) کشیده. ( یادداشت مؤلف ). || امتداد داده. || منجر کرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نوشته این سیاحان و مورخان این چنین بر میآید که توحید خانه در گذشته محل تجمع صوفیان بودهاست. آنان در شبهای جمعه در این محل گرد آمده و به جان شاه دعا میکردهاند. گاهی نیز شاه در این اجتماعات شرکت مینموده تا از اخبار و نظریات مردم نسبت به خود و افراد دیگری که به وسیله صوفیان اظهار میشد، مطلع گردد. بعضی از مورخان توحید خانه را بست دانستهاند. به نظر میرسد که چون عالی قاپو بست بوده، به مرور زمان بست از این محل به سمت توحید خانه کشانیده شده و بعد ازشاه عباس اول از این محل به عنوان بست استفاده شدهاست.
💡 ای کشانیده امور به فکر ای نگهبان ملک و دین بنگاه