کرکدن
لغت نامه دهخدا
کرکدن. [ ک َ ک َدْ دَ / ک َ ک َ دَن ن ] ( معرب، اِ ) صورتی از کرگدن. حیوانی است به هند در جثه چون پیل و خلقتش چون خلقت گاو و بزرگتر از آن و بر سرش شاخی است. ( از اقرب الموارد ). جانوری است هندی به شکل نزدیک گاومیش به فارسی کرگدن و به هندی کنیدا گویند. بر پوست او هیچ چیز کارگر نمی شود و سپر آن بسیار نیکو و جید باشد و بر پشت بینی خودیک شاخ بزرگ دارد. دشمن پیل است و بسیار قوی، پیل را به شاخ خود برمی دارد و می کشد و در بیشه آن، پیل نتواند که بماند. ( منتهی الارب ). رجوع به کرگدن شود.
فرهنگ فارسی
صورتی از کرگدن. جانوریست هندی به شکل نزدیک گاو میش به فارسی کرگدن و به هندی کنیدا گویند.
جمله سازی با کرکدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چو شیر شوی عشق شیرگیر قویست وگرچه پیل شوی عشق کرکدن باشد