کراکی

لغت نامه دهخدا

کراکی. [ ک َ کی ی ] ( ع اِ ) ج ِ کرکی به معنی کلنگ است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). غرنوق. رجوع به کرکی، غرنوق و کلنگ شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع: کرکی کلنگان.

جمله سازی با کراکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک سولهٔ ۲۰۰ متری بدون وجود دستگاه‌های تهویهٔ هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدن‌هایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتاده‌اند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری می‌شوند. بازداشت‌شده‌ها حدود ۱۰۰ نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شده‌اند. آنها صف می‌کشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقه‌ای از هوای بیرون تنفس کنند.

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز