لغت نامه دهخدا
کدورت زدای. [ ک ُ رَ زِ ] ( نف مرکب ) زداینده تیرگی و آلودگی و ناپاکی:
کو فر او که بود ضیابخش آفتاب
کو لطف این که بود کدورت زدای خاک.خاقانی.
کدورت زدای. [ ک ُ رَ زِ ] ( نف مرکب ) زداینده تیرگی و آلودگی و ناپاکی:
کو فر او که بود ضیابخش آفتاب
کو لطف این که بود کدورت زدای خاک.خاقانی.
زداینده تیرگی و آلودگی و ناپاکی
💡 چو ز آیینه کردی کدورت زدای شود صورت خوب شاهد نمای
💡 کو فر او که بود ضیا بخش آفتاب کو لطف او که بود کدورت زدای خاک