کدبانویی
مترادفها
خانهداری، مدیریت خانه
لغت نامه دهخدا
کدبانویی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل کدبانو. فراهم کردگی سامان خانه بطور شایسته و خوش سلیقگی. ( ناظم الاطباء ). || صرفه جویی. ( یادداشت مؤلف ):
مرد اگر یک قراضه کار کند
زن به کدبانویی چهار کند.امیرخسرو دهلوی. || بزرگی در خانه و سرای. ( یادداشت مؤلف ):
گلشن گلخن شود چون به ستیزه کنند
در یک خانه دو تن دعوی کدبانویی.سنائی.زنان داشتی رای زن در سرای
به کدبانویی فارغ از کدخدای.نظامی.
فرهنگ فارسی
۱ - بانوی خانه بودن خاتونی. ۲ - ( مخصوصا ادار. امور خانه بنیکویی ) خانه داری.
جمله سازی با کدبانویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ندانم تا چه زرق و جادویی کرد که گل با من چنین کدبانویی کرد
💡 ویژگیهای اصلی کدبانویی در فرهنگهای مختلف، شامل نظم، دقت در مدیریت امور منزل و همچنین داشتن رفتاری باوقار و محترمانه در میان اعضای خانواده و مهمانان است.
💡 بسیاری از زنان در دوران گذشته معتقد بودند که کدبانویی تنها به تمیز نگه داشتن خانه محدود نمیشود، بلکه شامل مدیریت هوشمندانه منابع و تربیت صحیح فرزندان نیز میگردد.
💡 برای یادگیری اصول مدیریت خانه و ارتقای سطح کدبانویی، مطالعه کتابهای مربوط به خانهداری و هنرهای دستی میتواند بسیار مفید و آموزنده برای هر فردی باشد.