کدامی

لغت نامه دهخدا

کدامی. [ ک ِ ] ( اِ ) سنگی باشد سبز تیره رنگ و آن در سواحل بحور بهم می رسد و خفیف و درشت می باشد. ارباب صنعت آن را بر قلعی طرح کنند. ( برهان ) ( آنندراج ).
کدامی. [ ک ُ ] ( ص نسبی، ضمیر ) صفت تعیین عددی یعنی چندمی و این صفت را در صورتی که چند چیز و یا چند کس موجود باشد و مقصود غیر معلوم بود بطور استفهام بکار برند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کدامین شود.
کدامی. [ ک ُ ] ( حامص ) کدام بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). || در تداول منطق ابن سینا کدامی را بجای «ای شی ٔ» و «ای » بکار برده و گوید مطلب «ای » و آن از کدامی پرسد. ( دانشنامه ص 63 ): و چون نتوانی او را ( ذات را ) موجود پنداشتن تا بر آن حال بود مگر که کدامیش بجویی آن جنس بودچون شمار. ( دانشنامه الهی از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) از ادات پرسش است کدام.

جمله سازی با کدامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامی خون عشاق حلال است زهی شوخ حرامی

💡 مرا گویی چه سانی من چه دانم کدامی وز کیانی من چه دانم

💡 هزار سال بکویش نشسته گفت کدامی هزار ره بسرم پا نهاد و گفت ندیدم

💡 تو کدامی و چه نامی بحقیقت ای عشق که گدائی تو شد مایه سلطانی من

💡 دلم تیز شد تا تو از مهتران کدامی ز گردان جنگ آوران

💡 بکرشمه نظری کرد بسوی من و گفت تو کدامی که چو تو خسته فراوان دارم

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز