کاند

لغت نامه دهخدا

کاند. ( اِ ) قند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شکر. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). || نبات. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

قند

جمله سازی با کاند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او تأمین کننده منابع مالی برای کاند مک گینلی برای چاپ مجله یهودستیزانه حس معمول بود. در دادگاه مک گینلی به خاطر شکایت ربی جواخیم پرینز فریدمن به عنوان شاهد حاضر شد و گفت که او به مک گینلی مبلغی بین ۱۰ و ۱۰۰ هزار دلار کمک کرده است. پرینز از مک گینلی به خاطر اینکه به او برچسب کمونیست زده بود شکایت کرده بود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز