کامل کردن

لغت نامه دهخدا

کامل کردن. [ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی نقص کردن. بی عیب ساختن. به کمال رساندن:
ز بسکه اهل هنر را بزرگ کرد و نواخت
بسی نماند که هر ناقصی کند کامل.سعدی.رجوع به کامل شود.

فرهنگ فارسی

بی عیب ساختن

جمله سازی با کامل کردن

💡 ساخت ساختمان برج در اوایل دوره سلطنت سلطان سلجوقی علاالدین کیقباد اول شروع و در سال ۱۲۲۶ کامل شد. سلطان کیقباد، معمار برجسته ابو علی رها از شهر حلب سوریه را برای کامل کردن ساختمان برج به آلانیا آورد. برج قرمز هشت ظلعی آجری از کارخانه کشتی سازی که به تاریخ ۱۲۲۱ بازمیگردد محافظت می‌کند.

💡 لجر اعتقاد داشت صدای شخصیت جوکر کلیدی‌ترین نقش را در کامل کردن کاراکتر او دارد. نولان اظهار کرد که لجر ماه‌ها پیش از آغاز فیلمبردی آموزش شکم‌گویی دیده‌بود و اجرای صدای شخصیت را از طریق تکنیک الکساندر یادگرفته‌بود.

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز