چیره سخن

لغت نامه دهخدا

چیره سخن. [ رَ / رِ س ُ خ َ / خ ُ ] ( ص مرکب ) بلیغ. زبان آور. سخنور. مسلط بر سخنگوئی:
خردمند و دانا و چیره سخن
جوانه به سال و به دانش کهن.فردوسی.ولیکن تو ای پور چیره سخن
زبان بر نیا برگشاده مکن.فردوسی.وزآن پس فرستاد مردی کهن
بنزدیک بهرام چیره سخن.فردوسی.بدو گفت کای مرد چیره سخن
به گفتار مشتاب و تندی مکن.فردوسی.

فرهنگ فارسی

بلیغ زبان آور

جمله سازی با چیره سخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقت سخن عطارد چیره سخن بود همچون هلال یک شبه در پیش تو دوتا

💡 ولیکن تو ای پور چیره سخن زبان بر نیا بر گشاده مکن

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز