چیره بازو

لغت نامه دهخدا

چیره بازو. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) توانا. قادر:
بداد و دهش چیره بازو بود
جهانبخش بی همترازو بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

توانا. قادر

جمله سازی با چیره بازو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به داد و دهش چیره بازو بود جهان بخش بی هم ترازو بود

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز