چوب دراز

متضادها

چوب کوتاه

لغت نامه دهخدا

چوب دراز. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه که در 11 هزارگزی جنوب خاور کرمانشاه و 2 هزارگزی شمال سیابان واقع شده است. کوهستانی و سردسیر است. 217 تن سکنه دارد. از رودخانه سیابان گوش بران آبیاری میشود. از محصولاتش غلات، لبنیات و حبوبات است. مردمش بکار زراعت و گله داری اشتغال دارند. راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان درو فرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ٠

جمله سازی با چوب دراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قصر گردون سای او را جام روزن آفتاب گلشنش را چوب دراز طوبی و مسمار گل

💡 شاخ چوب دراز اگر خواهند که بکاوند آتش دوزخ

💡 برای عبور از رودخانه کم‌عمق، مرد پیر از یک چوب دراز برای حفظ تعادل خود در هنگام حرکت استفاده می‌کرد.

💡 او یک چوب دراز را برداشت و با آن به شاخه‌های پایین درخت ضربه زد تا میوه‌های رسیده را جدا کند.

💡 در بازی‌های سنتی کودکان، استفاده از یک چوب دراز برای هدایت توپ یا وسیله بازی یکی از لذت‌های اصلی آن‌هاست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران