چهره خیز

لغت نامه دهخدا

چهره خیز. [ چ ِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) که رخسار از آن نمایان شود. که عکس رخسار از آن برآید و در آن نماید و آن کنایه از روشن و مجلا و مصفاست. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

که رخسار از آن نمایان شود. که عکس رخسار از آن بر آید و در آن نماید و آن کنایه از روشن و مجلا و مصفاست.

جمله سازی با چهره خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز یاد کن از برگ ریز عمر و می در جام ریز

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز