چهارمی
مترادفها
چهارمین
لغت نامه دهخدا
چهارمی. [ چ َ / چ ِ رُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی )منسوب به چهارم. آنکه در مرتبه چهارم قرار دارد. چهارمین یا چیزی که در مرتبه میان سوم و پنجم است.
فرهنگ فارسی
منسوب به چهارم. آنکه در مرتب. چهارم قرار دارد.
جمله سازی با چهارمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در سال ۱۳۷۹ به مقام نایب قهرمانی شطرنج کشور رسید و به مسابقات المپیاد جهانی کالمیکی اعزام شد. در سال ۱۳۸۱ به عنوان قهرمان دانشجویان کشور، در مسابقات آزاد دانشجویان جهان در کشور مالزی شرکت کرد و به مقام قهرمانی رسید. کسب مقام چهارمی مسابقات قهرمانی دانشجویان جهان در کشور بلغارستان و کسب مقام قهرمانی در تورنمتهای آزاد کشورهای گرجستان و روسیه سایر عناوین کسب شده توسط او هستند.
💡 در گامهای بملدار و پایین رونده نت چهارم (زیر نمایان) گامِ دو ماژور را مبدأ قرار داده و برای اینکه فاصلهٔ دانگها رعایت شود میبایست نت چهارمی که از فا شروع شده، نیم پردهٔ کروماتیک پایین آورده و اولین نتِ بملدار (سی بمل) شکل میگیرد و بدین ترتیب برای ساخت گامهای بعدی که تا هفت «بمل» ادامه دارد، گامهای بملدار ساخته میشود.
💡 باشگاه فوتبال استقلال تهران در فصل ۱۳۶۰ ۳۶امین فصل فعالیت تیم استقلال در فوتبال ایران بود. در این سال استقلال در در مسابقات جام باشگاههای تهران ۱۳۶۰ و همچنین جام حذفی تهران ۱۳۶۰ شرکت کرد. استقلال در جام باشگاههای تهران به مقام چهارمی رسید و در جام حذفی تهران نیز حذف شد تا این فصل بدون دستاورد خاصی برای استقلال به پایان برسد.