چهار کرکس

لغت نامه دهخدا

چهارکرکس. [ چ َ / چ ِ ک َ ک َ ] ( اِ مرکب ) طبایع اربعه. ( شرفنامه منیری ). کنایه از چهارعنصر است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِخ ) تخت شداد. بعضی تخت کاووس را نیز گفته اند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به مناسبت آنکه در افسانه ها آمده که تخت شداد رابر بال چهار کرکس بستند و شداد بر آن نشست و به هوارفت. درباره کیکاوس هم همین افسانه را گفته اند. ( حواشی برهان چ معین ). پای تخت کاووس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - چهار عنصر. ۲ - ( اسم ) تخت شداد. ۳ - ( اسم ) تخت کیکاوس.

جمله سازی با چهار کرکس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرو فکندی از یک خدنگ کرکس پر چهار کرکس نمرود را گه پرواز

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
مهمانسرای یعنی چه؟
مهمانسرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز