لغت نامه دهخدا
چهارعلم. [ چ َ ع َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از چهاریار است. خلفای راشدین. ( شرفنامه منیری ). ابوبکر و عمر و عثمان ( رض ) و حضرت علی مرتضی ( ع ) || ( اِ مرکب ) عناصر چهارگانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چارعلم شود.
چهارعلم. [ چ َ ع َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از چهاریار است. خلفای راشدین. ( شرفنامه منیری ). ابوبکر و عمر و عثمان ( رض ) و حضرت علی مرتضی ( ع ) || ( اِ مرکب ) عناصر چهارگانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چارعلم شود.
کنایه از چهار یار است. خلفای راشدین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفتهاند که چهار علم بچهار کس دادند: علم أسماء به آدم، لقوله: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ». و علم تعبیر به یوسف: «وَ یُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ». و علم غیب به خضر «وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً». و علم طلسم به ذو القرنین: «وَ آتَیْناهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً».