چهار جانب

مترادف‌ها

چهار طرف، چهار سو، چهار جهت

لغت نامه دهخدا

چهارجانب. [ چ َ / چ ِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) چهار سمت. رجوع به چارجانب شود.

فرهنگ فارسی

چهار سمت.

جمله سازی با چهار جانب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طبق منهاج، معزالدین یک گروه سواره نظام کمان‌دار ۱۰٬۰۰۰ نفری را فرمان‌دهی می‌کرد و سایر ارتش خود را به چهار دسته تقسیم نموده بود، تا از چهار جانب به نیروهای چاهامنا حمله کنند. وی به سربازان خود دستور داد، که زمانی که نیروهای دشمن برای حمله پیشروی می‌کنند، نباید با آن‌ها جنگ کنند، بلکه در عوض عقب‌نشینی نمایند تا فیل‌ها، اسب‌ها و پیاده‌نظام چاهامانا خسته شوند.

💡 یلان ز هر سو سنگر برند و نقب زنند به شهربند هری از چهار جانب و جَن

💡 ساختمان جدید در چهار جانب خود با باغ‌های سرسبز و پر از گل احاطه شده است که منظره‌ای بسیار زیبا و آرامش‌بخش ایجاد کرده است.

💡 پلیس منطقه را از چهار جانب محاصره کرد تا مطمئن شود که هیچ راه فراری برای مظنونان در میان کوچه‌های باریک و پیچ‌درپیچ وجود ندارد.

💡 برای تأمین امنیت کامل این محوطه حساس، دوربین‌های مداربسته در چهار جانب دیوار اصلی نصب شده‌اند تا تمامی حرکات از دید خارج بماند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران