پیلوان

مترادف‌ها

پهلوانان، کشتی‌گیران، دلیران، مردان نامدار

متضادها

بزدلان، ترسوها

لغت نامه دهخدا

پیلوان. [ ل ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رجوع به پیلبان شود.

فرهنگ عمید

= پیلبان

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) پیلبان

جمله سازی با پیلوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن سیم و زر لشکر و پیلوان ببردند چندان که بدشان توان