پیشک

لغت نامه دهخدا

پیشک. [ ش َ ] ( اِ مصغر، ق ) مصغر پیش. اندکی پیش. || از اشعار نظام قاری بر می آید که ظاهراً نام نوعی پارچه یا جامه است:
پیشک آفتاب و بارانی است
بقچه دان است و جامه و ابزار.نظام قاری ( دیوان البسه چ استانبول ص 34 ).ز پیشک کله جبه او یکی ناچخ
بزد بر او که بخاکش فکند چون میزر.نظام قاری ( دیوان البسه ص 18 ).ز دیبای چینی حلل رامحلی
به اعلام پیشک صدور مناکب.نظام قاری ( دیوان البسه ص 27 ).از پیشک طلا و در دگمه های جیب
محبوب صوف در زر و زیور گرفته ایم.نظامی قاری ( دیوان البسه ص 99 ).و... کنگره زنان تو بی جبه و پیشک و کشتی گیران نمد... ( نظام قاری دیوان البسه ص 154 ). || سَحر. پیشک ازصبح. سحری.

فرهنگ عمید

۱. اندکی پیش.
۲. (قید ) کمی روبِه جلو.

فرهنگ فارسی

۱- اندکی پیش. ۲- نوعی پارچه یا جامه: پیشک آفتاب و بارانی است بقچه دانست و جامه و ابزار. ( نظام قاری )

جمله سازی با پیشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیشتر محبوبیت این روستا بخاطر این جنگل است در این جنگل درخت های مختلف میوه، درخت و گیاهان دارویی وجود دارد که گردشگرها را به سوی خود می کشد، در بین این جنگل یک سخره به نام پیشک اوچن وجود دارد که شیب بسیار تندی دارد، چشمه و گل رز وحشی از دیگر جاذبه های این جنگل میباشد.

💡 پیر خرقه ات گویم پیشک از ره کسوت هر زمان که در پوشی رخت صوف جرجانی

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز