لغت نامه دهخدا
پنج و ده. [ پ َ ج ُ دَه ْ ] ( اِ مرکب ) معامله. سروکار:
خردان و بزرگان فلک را بگه سعد
جز با شه ما با دگران پنج و دهی کو؟سنائی.
پنج و ده. [ پ َ ج ُ دَه ْ ] ( اِ مرکب ) معامله. سروکار:
خردان و بزرگان فلک را بگه سعد
جز با شه ما با دگران پنج و دهی کو؟سنائی.
( اسم ) معامله سر و کار داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم نبود خواهم ساکن دو روز در یک جای