پنج هزاره

مترادف‌ها

پنج هزار سال

لغت نامه دهخدا

پنج هزاره. [ پ َ هََ رَ ] ( اِخ ) از دهستانهای اشرف. عده قری ̍ 16 و مساحت آن 20 فرسنگ است مرکز آن گلوگاه و حد شمالی آن دریا و حد شرقی رود پی و حد جنوبی چهاردانگه و حد غربی شهر اشرف است. سکنه آن 7765 تن میباشد. ( از جغرافیای سیاسی تألیف کیهان ص 287 ).

فرهنگ فارسی

از دهستانهای اشرف

جمله سازی با پنج هزاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این روستا در دهستان پنج هزاره قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷۶ نفر (۸۷خانوار) بوده‌است. مردم این روستا از قومیت طبری هستند. مردم این روستا به زبان طبری (مازندرانی) سخن می‌گویند.

💡 تمدن‌های باستانی در مناطق مختلف جهان، میراث‌های فرهنگی و تاریخی ارزشمندی را طی پنج هزاره گذشته برای نسل‌های آینده به ارث گذاشته‌اند.

💡 مطالعه تاریخ بشر در بازه زمانی پنج هزاره اخیر، به دانشمندان کمک می‌کند تا الگوهای تغییرات اجتماعی و فرهنگی را در جوامع مختلف تحلیل کنند.

💡 برخی از سازه‌های مهندسی بسیار قدیمی نشان می‌دهند که انسان‌ها از بیش از پنج هزاره پیش، توانایی‌های شگفت‌انگیزی در معماری و عمران داشته‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران